تبلیغات
. - عباس عربنژاد شهید ساز بود

.
 
 




نام :عباس

نام خانوادگی: عرب نژاد

سال تولد: 1343

وضعیت تاهل : متاهل

محل تولد: شهرستان زرند( روستای خانوک)

آخرین مسئولیت: مسئول واحد مخابرات لشکر 41 ثارا...

تاریخ شهادت: اردیبهشت 66 کربلای10

زندگینامه

شهید عباس عرب نژاد از همان دوران کودکی تارو پود وجودش با رنج و محنت عجین شده بود. در سن هفت سالگی وارد مدرسه شد  و دوران ابتدایی رادر خانوک گذراند و  سال اول ودوم راهنمایی را در کرمان و سال سوم را مجددا در خانوک به پایان رساند

بعداز اتمام دوران راهنمایی جهت ادامه تحصیل روانه  هنرستان برق کرمان  شد.  آذر ماه 59 اولین باری بودکه به جبهه می رفت وحدودا " 50 روز در مهاباد آموزش دید و بعد به عضویت سپاه درامد . در اوایل سال 61 درزمان تاسیس منطقه 6 سپاه به عنوان مسئول نصب و راه اندازی سیستم ها و دکلهای مخابراتی انجام وظیفه کرد و بعد  وارد لشکر 41 ثارا...  شد و به عنوان مسئول مخابرات لشکر 41 ثارا... برگزیده شد.

سرانجام درعملیات کربلای 10 در منطقه شمالغرب زخمی شد وپس از اعزام به بیمارستانهای تبریز وتهران طعم شیرین شهادت راچشید.

فرازی ازوصیت نامه شهید

به مادرم.........

به حلالیت او محتاجم، امیدوارم که مرا ببخشد ، من خیلی مایل  بودم که برایش کارهای بیشتری انجام بدهم

پدرجان....

تو حق بزرگی بر من داری ، امیدوارم که مرا ببخشی و در شهادتم صبر پیشه کنی و برایم اشک نریزید.

 

به خواهرو برادران عزیزم سلام می رسانم که امیدوارم لحظه ای ازراه حق غفلت نورزند و تا آنجا که جان در بدن دارند درراه تقوی  و پیروزی اسلام وجمهوری اسلامی بکوشند و وحدت بین خانواده را از بین نبرند ، واز همه شما التماس دعا دارم.



نگاهی بر مجموعه خاطرات برادر مهدی اسدی از همرز مان شهید


موضوع خاطره : سردار شهید عباس عرب نژاد

بسم رب شهدا
سردار شهید عباس عرب نژاد فرمانده مخابرات لشکر 41 ثارالله بود که بنده افتخار خدمت در آن واحد نصیبم شد منطقه عملیاتی شرق بصره ( شلمچه ) قبل از عملیات کربلای 8 سنگر ما که در واحد مخابرات مهندسی رزمی بودیم هم جوار با سنگر ستاد فرماندهی لشکر ثارالله بود عباس معمولا" به ما سر می زد ما برنامه ای داشتیم در گروه خودمان که اگر کسی گناهی مرتکب می شد دادگاهی (که ارکانش مشخص بود )تشکیل می دادیم وپس صدور حکم گناهکار را مجازات میکردیم عباس چیزی گفت یکی از بچه ها اشاره کرد گناهی صورت گرفت عباس پرسید جریان چیست ؟ برنامه را برایش توضیح دادیم ، علیرغم اینکه هنوز دادگاهی تشکیل نشده بود حکمی صادر نشده بود و شاید گناهی هم صورت نگرفته بود چنان خاضعانه قد رعنا و رشیدش را کف سنگر در معرض قرار داد که دالهای بتونی سنگر از شرم بر خود لرزیدند حال ما را شما خوانندگان گرامی حدس بزنید بعد از آن بسیار التماس کردیم و گفتیم که اشتباه کرده ایم تا از جای برخاست.
روحش شاد

موضوع خاطره:کیسه اچار

بادگیر (اصطلاحی که بچه های زمان جنگ به لباسهای ضد گازهای شیمیایی داده بودند) سبز رنگی که در عکس دوم از چپ تصویر بر تن سردار سر افراز لشکر اسلام شهید عباس عرب نژاد است را ببینید همه بادگیرها داخل خودشان جمع می شدند وقتیکه بر تن نیز پوشیده می شدند کیسه ای جلویشان قرار می گرفت وهر کسی به فراخور نیازهایش از آن استفاده می برد این کیسه بادگیر سردار عرب نزاد برایش نقش جعبه ابزار راداشت بطوریکه هر وسیله نسبتا" کوچکی از ابزارآلات مورد نیاز در تعمیرات مخابراتی را در ان قرارداده بود مثل انبردست سیم چین تکه های سیم پیچ گوشتی و ...

موضوع خاطره: بدهکاری عباس(پوتین)

فرستنده:مهدی اسدی
نسبت:همرزم
در کوههای سپیدار استان سلیمانیه عراق منطقه عملیاتی کربلای ده بودیم واحد مخابرات مهندسی رزمی لشکر 41 ثارالله ، دلسوزی عباس نسبت به بچه ها و وضعیت جبهه بسیار زیاد بود به حدی که حتی نکات بسیار ریز هم از دیدش دور نمی ماند از من و مصطفی خواست تا وضعیت مخابرات مهندسی را برایش تشریح کنیم مسائلی مطرح می شد و ایشان هم با راهنماییهایش حل و فصل می نمود
گفتیم کفشهای ما کتانی است گفت با کفش کتانی خوب نمی توانید انجام وظیفه نمایید من برایتان کفش مناسب (پوتین ) می آورم اما قبل آز آنکه به این عهدش وفا کند به خیل شهیدان پیوست باز هم اشاره کنم که منظور از بیان این ماجرا این است که شهید عرب نژاد بسیار وظیفه شناس و حتی بالاتر از آن بود زیرا ما که در واحد مهندسی رزمی بودیم خود واحد مهندسی رزمی هم تدارکات ما را انجام می داد و کمبودها را بر طرف می کرد اما عباس با مهربانی و متانت طبع بالا این موضوع بسیار جزیی را با اهمیت تلقی کرده و شخصا" به دنبال رفع آن بود .











عباس عربنژاد شهید ساز بود) اری این باور سردار سلیمانی(که باور همه همرزمانشنیز شد) در مورد شهید عربنژاد بود که در مراسم تشیع او اعلام کرد.
  • در زمان دفاع مقدس در جبهه افراد در گروه های مختلفی دسته بندی می شدند گروهی از اهل الله بودند که انوار الهی ازایشان پخش می شد ودر دیگران تاثیرات فراوانی داشت .واین تاثیر به وضوح در اطرافیانش دیده می شد




                                                                                                            فرستند مطلب :
مهدی اسدی  همرزم شهید
............................................................................................................................

از بابت پراکنده گوئیها مرا ببخشید
امروز بر آن شدم تا جایی که خداوند یاریم کند چگونگی زخمی شدن عباس را برایتان بنویسم
تپه های سپیدار در استان سلیمانیه عراق (منطقه عملیاتی کربلای 10) در بهار سال 1366منطقه ای بسیار خوش آب و هوا و مملو از علفزارهای بسیار - چشمه سارانی پرآب و زلال و جویبارانی جاری بود اما هواپیماهای عراقی با بمبارانهای پی در پی آنجا را به جهنم تبدیل کرده بودند با توجه به سرعت عملی که نیروها برای اسقرار ازخود نشان دادند استحکامات چندانی مهیا نشده بود و ما در چادرهایی که معمولا" زیر درختان بر پا شده بودند ماوا گزیده بودیم در فاصله نزدیکی قریب یا یا دو کیلومتر از چادر ما جاده ای می گذشت و به خط مقدم جبهه می رسید قبل از ظهری در چادر خوابیده بودم که در اثر ارتعاشات و صدای ناشی از انفجاری که احتمالا" بسیار مهیب بیدار شدم مدتی قادر به هیچ حرکتی نبودم (خشکم زده بود) کم کم که به خود آمدم سرم از شدت درد بسیار سنگین شده واحساس می کردم در حال ترک بر داشتن است
   

به اطرافم که نگاه کردم هیچکدام از بچه ها را ندیدم به سختی خود را به درب چادر رساندم دیدم بچه ها همگی داخل چاله ای که از قبل کنده بودیم هستند و با فریاد مرا به داخل آن فرا می خوانند اصلا" بر اعضا و جوارحم مسلط نبودم و به سختی خود را به ایشان رساندم در چاله جایی برای من باقی نبود کنار چاله نشستم نگاهم به بمب خوشهای عمل نکردهای افتاد که چند متری بچه ها به زمین فرو رفته بود بچه ها از شدت انفجارها می گفتند که تا کنون چنین انفجارهایی را تجربه نکرده اند ساعتی نگذشته بود که خبر رسید انگار هواپیماهای عراقی ماموریت داشته اند خودروی حامل عباس و شهید صدقی را هدف قرار دهند هواپیماهای عراقی با استفاده از بمبهای خوشه ای و راکت منطقه را هدف قرار داده م راکتها به خودرو عباس برخورد کرده عباس از ناحیه چپ بدن بسیار جراحت برداشته و شهید صدقی در همان محل به شهادت رسیده است عباس پس از انتقال به اورژانس بوسیله بالگرد به تبریز اعزام شده است خبر برای ما بسیار غم انگیز بود و هر ساعت خبر های ضد و نقیض در مورد وضعیت او می رسید تا اینکه روزی معاون عباس (مهدی قاسم زاده ) تماس گرفت و گفت یتیم شدیم .
"روحش شاد"
                                                                                                       
 نویسنده :مهدی اسدی
کلیپ با موضوع شهدای مخابرات لشکر 41 ثارالله
تقدیم به روح پاک شهید عباس عربنژاد وشهید جهانگیر صدقی
وتقدیم به جناب اقای مهدی اسدی که یاد این شهدا را در اذهان زنده کردند                         دانلود






طبقه بندی: سایر عملیاتها، 
برچسب ها: khanook، مخابرات 41 ثار الله، عباس عرب نژاد، شهدای خانوک، shohadye khanook،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 تیر 1391 توسط حمید رضا اسدی