تبلیغات
. - شاید خواست خدا بوده

.
 
داشتم وبلاگ های دوستان را بر رسی می کردم که مطلبی توجه مرا به خود جلب کرد با خودم گفتم ایا کسی
پیدا می شه که حرفها را بشنود یا بخواند وهیچ عکس العملی نشان ندهد(اصلا کسی می خونه)
 با خودم گفتم می خواد بخونه می خوادم نخونه زیاد اهمیتی نداره مهم اینه که ادم حرف دلشو
بتونه یه جائی بزنه می خواد کسی بشنوه می خواد نشنوه .به قول معروف ما که چلیم بزار پنچل بشیم زیاد
مهم نیست.....حداقل وجدانم راحته که کنار سیدمحمودها وسید رضا هاودیگر انی که ره صد ساله را یک شبه
پیمودندنبودم هرچند که ارزوی قلبیم این است که همیشه همراهشان ورهرو راهشان باشم .اما نه فکر نمی کنم
ازاین معبری که جلوی راهمان درست کرده اند به توانیم رد شویم چون ماهرگز اخلاص مان به سید محمود ها نخواهد رسید
امام حسین(ع)شب اخر با یارانش نشست وجایگاه انها را در بهشت نشانشان داد .شاید اگر ان روزها (جنگ)کسی پیدا می شد
وجایگاه دنیوی واخروی جهاد در راه خدا را به انها نشان می داد اینگونه به جان هم نمی افتادند روی سخنم با انهائی است
که مانده اند چون یقین دارم انهائی که رفتند ان جایگاه را دیدند ورفتند در صحبت های دوستان گاه گداری می شنوم که
اینهائی که در حال حاضر به جان هم افتاده اند بر سر هیچ وپوچ روزگاری تحمل یک لحضه دوری هم را نداشته اند.باز
هم زیاد برایم مهم نیست شاید انها دلشان می خواهد ثواب جهادی را که در راه خدا کرده اندرابرسر هیچ وپوچ بسوزانند
ببخشیدزیاد حرف زدم به ادامه مطلب بریم وحرفهای ای دوست عزیزمان را مروری داشته باشیم..........
.

وقتی که سید محمود نوجوان رعنای 15 ساله روی خاک افتاد؛ وقتی رضا روحانی جوان مردانه بالای دژ رفت تا گلوله آرپی جی جی را بر سینه تیربار بگذارد و  ناگهان همراه گلوله انفجاری به زمین افتاد؛وقتی  به چادرها برگشتیم و بیش از نیمی از بچه ها در چادرها نبودند  هرگز گمان نمی کردیم روزی برسد که هر روز دهها مرتبه به حال رفقایمان حسرت بخوریم ؛اما آن روز رسید:

1- روزی رسیده که رفقای قدیم که جانشان را برای هم می دادند مقابل هم قرار گرفتند یکی طرفش را ضد ولایت معرفی می کند آن یکی انحصارگرا.

2-روزی رسیده که امرا  وبزرگان قوم به جای پرداختن به مشکلات ومعضلات زندگی خلق ا...به دعوا و نامه نامه نگاری و فحاشی محترمانه می پردازند.

3- روزی رسیده فلان آقای مسئول از دید یک کارمند عددی نجومی پاداش می گیرد.

4-روزی رسیده که به دلیل بی تدبیری؛ مردمی که سالها برای نظام خون دل خوردند در مضیقه معیشت قرار گرفته اند و کم کم معاش روزانه جماعتی از آنان مختل شده؛عده ای از همان پابرهنه های همیشه در صحنه از کارشان معطل می شوند.

5-روزی رسیده حیواناتی خون آشام از این موقعیت سوء استفاده می نمایند  ومیلیارد میلیارد از طریق احتکار  وگرانفروشی خون مردم را به شیشه می کنند و مسئولان هم رافت به خرج می دهند.


6- روزی رسیده که دیگر شرم وحیا برای عده ای باعث کسر شان است و حتی در خیابان ها به نوعی رفتار می کنند که با حیاها در جلوت  از آن شرم دارند.

7-روزی رسیده عده ای در مظان اتهام قرار می گیرند اما با لجاجت به مناصب گمارده می شوند.

8-روزی رسیده که وکیل الرعایا جرات به خود نمی دهد از  بعضی چیزها دل بکند  واز حق موکل دفاع جانانه کند.

9-روزی رسیده که بعضی اسلام نماهای مقدس نما با رفتارهایشان معضل اصلی دین گریزی عده ای از نوجوان و جوانان شده اند.

10-روزی رسیده عده ای در مقابل رهیری جامعه قد علم می کنند و ادعای مردمسالاری می کنند.

11-روزی رسیده که تشخیص سره از نا سره  بسیار مشکل شده است.

12--روزی رسیده که بچه های انقلاب گاهی جرات عرض  اندام در مناطقی از شهر را مگر در شرایط بسیار بحرانی ندارند.

13-...................

                          ادامه مطلب برداشت از وبلاگ عرشیان خدائی(شهدای طغرالجرد





طبقه بندی: بدر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 آذر 1391 توسط حمید رضا اسدی