تبلیغات
. - سخنرانی فرمانده محترم موتوری لشکر ثارالله»

.
 

خاطراتی از علی زادخوش فرمانده موتوری لشکر ۴۱ ثارالله در زمان جنگ(با لهجه شیرین کرمونی)
خُب من این وظیفه رو برای خودم قائل بودم که هر جا میرَم برای افزایش نیرو و روحیه رزمنده ها هر کاری از دستم وَر می آد، انجام بِدَم. در جبهه هم نیاز بود که در اون ساعات دلهره آور کسی باشه که به دیگران قوت قلب بده و محیط سخت رو با خنده و شوخی عوض کنه، حتی جُک هم درست می کردم. برای مثال وقتی که ما شهر فاو عراق را در عملیات والفجر هشت گرفتیم، عراق هم اومد شهر مهران ما رو گرفت و باز هم ما رفتیم برای آزادسازی مهران، من همیشه به فرمانده ها می گفتم ما فاو رو گرفتیم و دشمن هم اومد مهران رو گرفت، بیایید دست از این لجبازی ها و گِرِفتُ و گیرها بردارید و بذارید مشهد سر جاش باشه. در اونجا خیلی خوش گذشت، در اطراف مهران مغازه های کبابی زیادی بود، خصوصأ جاده ایلام به مهران، چون مسیر بچه های لشکر ثارالله در همین راه بود.ادامه مطلب



برچسب ها: شهدای خانوک، اسدی، خانوکیان، مهدوی، عربنژاد، پوستر شهدای خانوک،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 خرداد 1393 توسط حمید رضا اسدی