تبلیغات
. - بیت المقدس

.
 

...بسم رب الشهدا والصدیقین..                                                    

کار برای شهدا غیر از کار برای دل نیست خودشان انتخاب می کنند وما هم وسیله هستیم. نوجوانیم ودریائی از سوال وابهام،تغییر وطلاطم ،سوال هائی که جوابش درست باشد خوشبختی هر کس را در اینده اش رقم میزند.مقصد کجاست،به کجا می خواهیم برسیم؟ایا می شود به سعادت رسید ایا تا به حال کسی به هدفش رسیده؟باید چگونه بود تا به هدف رسید.                                                    

از بین انها که خداوند خوشبخت وسعادتمند معرفی شان کرد57 نفرشان از خانوک بودند                    

هم سن و سال من وتو،توی همین شهر وروستا که تو هستی به دنیا امدند،توی کوچه پس کوچه های شهر من وتو راه  رفتند بازی کردند مسابقه گذاشتند برای امام حسین (ع)ومادرش زهرا(س)عزاداری کردندتوی مدرسه ای که من وتو درس می خواندیم در س خواندند شاید...................                       

انها هم فقط 16،17سال سن داشتند مثل من وتو ویا حتی کمتر.. اما به انجا رسیدند که خدا انها را به بهشت مخصوص خودش دعوت کرد((ارجعی الی ربک راضیه مرضیه،به سوی من به سوی خدایت باز گرد،در حالی که تواز من راضی هستی ومن از تو....))هریک از اینان مانند ستاره ای درخشان می توانند عالمی را روشن کنند خدا کند که این ستارگان راهنمائی باشن برای ما که غرق در این دنیا شدیم ومایه شرمندگی انها خدایا به تو پناه می بریم  وجز تو از هیچ کس یاری نمی طلبیم

دوستان وهمشهریانی که این مطلب را می خوانید در تاریخ 10/2/1361عملیات بیت المقدس با رمز یا علی ابن ابی طالب (ع)درغرب کارون جنوب غربی اهوازوشمال خرمشهر اغاز شد جوانان خانوک هم مثل سایر شهر روستاهای کشور برای شرکت در این عملیات راهی جبهه ها شدند عملیات بیت المقدس طی 3مرحله انجام شدواهداف این عملیات عبارت بود از ازاد سازی خرمشهر وپادگان حمید جفیر هویزه وایستگاه حسینیه بود دو روز بیشتر از عملیات نگذشته بود که پرواز غیور مردان خانوکی خانوک را غرق در ماتم کرد 12/2/61بود که سردار حمید همانکه دلا وری هایش در کردستان زبانزد خاص وعامب بود واز مهره های کلیدی لشکر بودازقفس تنگ دنیا خود را رهانید وپرواز کرد عباس اسدی نوجوانی بود که هر وقت به وصیت نامه اش نگاه می کنم بغض گلویم را می گیرد ازکدام شان بگویم از عبدالرضا بگویم که همیشه قبل از عملیاتها به شوق شهادت غصل می کرد وبرای شهادت لحظه شماری می کرد از حسین اکبر بگویم که به ارزویش گمنامی رسید وبعد از 25سال درماه مبارک روز شهدت حضرت علی (ع)بر دوش مردم روزه دار تهران تشیع شد ودر بهترین مکان خانه خدا دوباره ارام گرفت(طی خواب یکی از مومنین ادرس محل دفنش را داد)از حسین عربنژاد علی بگویم که نامش را از سرور ومولایش حسین(ع)به ارث گرفته بود واز اودرس رشادت وجوانمردی اموخته بود ان روزها روزهای سختی برای مردم خانوک بود چون که 5تن از بهترین فرزندانش رادر 2روز تقدیم کرده بودند ولی خم به ابرو نیاوردند واستقامت کردن برای اینکه به راه امام راه انقلاب راه شهداواینده ایمان داشتند                                                                                   





طبقه بندی: شهدای جانباز، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 توسط حمید رضا اسدی